ابراهيم عاملي ( موثق )
30
تفسير عاملي ( فارسي )
سخن مفسّرين : « وَالصِّدِّيقِينَ » 69 مجمع : در معنى صديق گفتهاند : يعنى آنكه همه ى گفته هاى خدا و رسول را راست و درست بداند . عبده : صدّيقين كسانى هستند كه نهادشان پاكيزه است ، و مزاجهاشان - معتدل است ، و نيتهاشان پاك است ، و اين صفا در آنها موجب مىشود كه حقّ و باطل و خير و شر را به زودى درمييابند و از يكديگر جدا ميكنند ، و از همين خاصيّت - اخلاقى آنها است كه حق را ببهترين صورت تصديق ميكنند ، و در راستى به زبان و عمل كسى بالاتر از آنها نيست . فخر : بعضى گفتهاند : صدّيقين افاضل اصحاب پيغمبر ( ص ) هستند ، و در قرآن ميان صدّيق و پيغمبر فاصله نگذاشته است و درجه ى پس از آن قرار داده است ، چنان كه در وصف اسماعيل « صادِقَ الْوَعْدِ » گفته شده است و در وصف ادريس « صِدِّيقاً نَبِيًّا » گفته شده است پس نتيجه آن است كه اگر از مرتبه ى صديقى بالا رفت بنبوّت ميرسد و اگر از نبوّت تنزل كرد صدّيق مىشود . « وَالشُّهَداءِ » 69 ابو الفتوح : در معنى شهيد دو بيان كردهاند : 1 - آنكه بشهادت بر حقّ ايستادگى و استقامت كند تا او را بكشند ، 2 - آنكه روز قيامت از - گواهان و شاهدان بر اعمال ديگران باشد چنان كه در قرآن است : « لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ » اين دو توضيح از نظر آنها است كه شهيد را از شاهد بمعنى گواه دانستهاند ، و ممكن است از شهود بمعنى حضور باشد يعنى آنها كه در هنگام كشته شدنشان ملائكه حاضر ميشوند و مشاهده ميكنند كه آنها بچه صورت زندگى را ترك ميكنند . فخر : روايت است : پيغمبر ( ص ) فرمود : « مبطون » شهيد است و غريق شهيد است ( مقصود مبتلى به مرض دفع بىاختيارى مدفوع و شخص غرق شده است ) و شهيد منحصر نيست به آنكه بشمشير كشته شود ، پس شهيد آن است كه شهادت دهد به درستى دين خدا با استدلال و بيان و يا شمشير . « وَالصَّالِحِينَ » 69 ابو الفتوح : نوشته : و صلاح استقامت نفس بود در حسن عمل